این شعر رو پارسال ٢۶ خرداد گذاشته بودم  فکر کنم دلم می خاد حالا دوباره بگذارمش

شعرم سیاه

شهرم سیاه

لعن می شوند حاکمان با لبخند

زورگیران حکم می کنند

 

در تبعید ،سیاست مردانِ با مردم

 در حبس ، آزاد فکران

رمالان اجرا می کنند

/ 7 نظر / 13 بازدید
ال...

مراحل زیر را طی کردیم: [سبز][تعجب][عصبانی][متفکر][افسوس][نیشخند][خواب]

آزاده

یادم هست اینجا برای تو نوشته بودم یادداشت من چی شد؟ عجیب است. یادم هست قربانت رفته بودم و نوشته بودم صبر کن دل من چنان نماند و چنین نیز نخواهد ماند. خواب دیدم شاید.

سامان

قانون ازل ابد چو شیخم دادست×بستست دهانم که خدا بر داد است بنگر تو کنون که شیخکی بر جای است×بن مایه ی شوم عابدان بر باد است

ساره

سلام پس از جستجوی فراوان یافتمتون! زیبا بود.... همین

آزاده

چه اشکالی داردف خیلی هم کار قشنگ و میمونی کردی. اصلا از این کارها بیشتر بنما. [ماچ]

دانش

همون نظری رو که پارسال, برای این مطلب نوشتم, پیش خودتون تکرار کنین از اطّلاع رسانی های خسرو خان هم ممنون

زن ج ی ر ی

خدا بیامرز شاملو می گفت.. هر آشغالی که از راه رسید صاحب نگاه شد!