کسی روی خاطره هام ،خط سیاه کشید

                                           برادرم حسین،امیرحسین، لحظه لحظه ی من تورا کم دارد

دریا که می روم

بی تو

موج ندارد

درد دارد

من

لعنت می فرستم

به عکس هایی که

جای تو در آن ها خالی ست

من

صدایت را

بغض می کنم...

پناهی نیست

/ 5 نظر / 25 بازدید
کتا

بمیرم برای دلت مانیا

نازلی

مانیایم، عزیزکم، بهترینم... حسین، چنان نقش بسته بر دلهامان که باور نداریم رفتنش را... بی شک حسین همه جا با توست... یقین دارم که حسین بوسه می زند بر تمام اشکهایت...

سحر جنــاتی

مانیا، مانیا فقط وقتی به شماها فکر می کنم و خودمو جاتون میذارم، یک کم آروم میشم. یادم میاد که اگه دارم میمیرم مهم نیست چون هستن کسانی که از من بدترن. ولی داغی رو قلبمونه که فکر نکنم هیچ چیز بتونه خنکش کنه.

مسعود

درسته که رسم زندگی همینه ولی بدجوری قلبم گرفت

آرزو چگینی

آدم گاهی وقتها هیچی نداره که بگه...هیچی نمیتونه بگه اصلا نمیدونه چی باید بگه...مانیای من عزیزکم:(