هی گذر نا گريز خاطره

رسيدن از تو

رفتن از هيچ به پوچ

دور باطل

منيت مکرر می کنم:

خودم را عشق است

 

/ 44 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
a.l

من گريه جامدم! چيزی از من جز تو نمانده! مرا گريه کن/بريز!

.............

من نه منم. باطل کو؟

سالومه

من از خود به خود می رسم از هيچ به هيچ تو را عشق است

ejazeh

هميشه خودت را عشق است. آپم

Zeynab

salam dooste aziz/ khoobi?? man up hastam/ kheyli khosh hal misham ke be kolbeye haghire man biyay/ mersi/bye

شهرزاد

چه جالب . این همه از خودت راضی هستی منم میگم خودت رو عشق است.

a.l

از آن راهي که آمدم، برگشتم؛ با برداشتن آن يادداشت، تا شأن تان را پاسی دوباره گذارم!

باران

دايره در همان جايی که آغاز می شود به پايان می رسد. تنها را فرار است٬ بايد فرار کرد. بر خلاف خيلی ها من از شيفتگی چيزی نديدم. شايد بسيار زجرآورتر از آن چيزي است که گفته اند. شايد حتی زجرآورتر از آنچه توانسته ای بنويسی... دور باطل!؟ خودم را عشق است؟! تنهايی بيداد می کند و کمی هم ترس؟ چرا احساس می کنم می ترسی؟ (شازده کوچولو را حتما خواندی. روباه یادت می آید؟ اونجایی که می گه همیشه یه جای کار لنگه؟) هميشه يه جای کار لنگه! واقعا هميشه يه جای کار لنگه