این روزهایِ خالیِ سرشار!

حرفی نیست

.

.

این روزها دردم

بغض های واشده ،نشده

زخم یاوه ای، در دل

یاد ضربه ای نا حق

این روزها بـُهتم

فکر دوستان در حبس

یاد خواهری در خون

این روزها اشکم

آهِ مادری بر خاک

چشم همسری بر در

 

این روزها شورم

این روزها شوریم

دست دوستان در هم

بانگ "یا خدا " هر شب

نفی لحظه ای تنها

.

.

. 

این روزها...

این روزها هستیم

 

 

/ 23 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سامان

اپیکور: اجرامی که جهان را تشکیل میدهند بدون نهایتند و گستردگی خلا’ نیز نامحدود بنابر این جهان را آغازی نیست

پوریا

حبیب : بزن باران که دین را دام کردند ، شکار خلق و صید خام کردند بزن باران خدا بازیچه ای شد ، که با آن کسب ننگ و نام کردند

بقا

جاي آن است كه خون موج زند در دل لعل/زين تغابن كه خزف مي شكند بازارش

آناریاک

سلام. زیبا مینویسید. میخواستم پیشنهاد کنم مطالبمون رو لینک کنیم.ممنونم آناریاک

مردآرام

سلام ((همان بهتر که تمام کرکره های زندگی بسته باشد و حتی روزنه ای رو به دنیای بیرون نباشد.چه دنیای اسرار آمیزی است.عشق در درون وجود ماست نه در معشوق.اما آگاهی به این واقعیت از درد و رنج دلباخته نمی کاهد. مثل ساعتی دیواری که روزها برایش یکسان است,در بی زمانی مبهمی به سر می برم.کودکی و سرگردانی,جوانی و نیمه بیداری و بیهودگی و پیری...تنها دستاورد های من از گذشت زمان و زندگی یکباره ام است که به چرخش سالها و سر زمینها و سرگیجه ای همیشگی منجر شده است.تنهایی ناشناخته ام آنقدر زیاد است که همگان ؛ جز نامم هیچ چیز از من نمی دانند.و فراموشی به بی رحمانه ترین شکل بر من غلبه کرده است. )) این را باید پذیرفت که انزوا روح را می کشد. اما تنهایی یعنی چه؟ ((کیست که بتواند آتش بر کف دست نهد و با یاد کوه های پر برف قفقاز عمری را سپری کند؟)) وقتی همه اینها سوال ها جمع می شوند و جوابی جز :«هیچ کس» برایش پیدا می کنی،یک جایی ته دلت می لرزد و شاید از انسان بودن پشیمان شوی. پس بیا! گمان می کنم نویسنده دوست دارد و لایق آن است که داستانش را بخوانند. پس بیا و داستانی بخوان. داستانی که از جنس من و تو است... داستانی نوشت

الناز(فرنگیز)

كوچيك كه بودم ميخواستم بزرگ شم بزرگ شمو به بزرگترا ثابت كنم منم بزرگم حتي بزرگتر از اونا اما الان كه بزرگ شدم ميبينم هيچكس به بزرگي اون نيست بزرگي تنها ماله اونه هركسم پيشش عاجز نباشه واي به حالشه هوالمتكبر

عباس

متن کامل بیانیه شماره 12 میرحسین موسوی بدین شرح است: بسم الله الرحمن الرحیم خبر دستگیری برادران عزیز آقایان دکتر سیدعلیرضا بهشتی و مهندس مرتضی الویری مسئولان کمیته پیگیری امور آسیب دیدگان حوادث ایام اخیر و سردار مقدم مسئول کمیته ایثارگران ستاد انتخاباتی اینجانب موجی از شگفتی و ابهام در دلبستگان به نظام اسلامی ایجاد کرده است. آنان به بند کشیده شده‏اند در حالی که جرمی جز پیروی از راه انقلاب و دفاع از اجرای عدالت در مورد خون‌های به‌ناحق ریخته شده و کمک به خانواده بی گناهانی که پس از انتخابات به زندان افتاده‏اند ندارند. آنان اینک در زندان به سر می‌برند در حالی که عاملان فجایع اخیر آزادند و مسئولان ادعا میکنند حتما به جنایاتی که رخ داده است رسیدگی خواهند کرد. آیا با از بین بردن اسناد جنایت و در بند کردن کسانی که حقوق قربانیان را پیگیری می‌کردند این کار را انجام می‏دهید؟ المرء یحفظ فی ولده. حرمت انسان‌ها در فرزندانشان پاسداری می‌شود. مردم اینک از مدعیان پرچمداری انقلاب اسلامی می‏پرسند حرمت شهید مظلوم انقلاب آیت الله دکتر بهشتی را در خاندان او چگونه رعایت کرده‌اید؟ مردم ایران! کاملا پیداست که تلاش‌های شما

nima az tagged

page jalebi bood