يک لحظه گوش کن...

اصل است که اتفاقات در گذر زمان تبديل به تجربه می شوند، اما اصول هم حتما جای تخفيف دارند. نمی خواهم همآغوشی هايم تعبير شود به : " يک تجربه جنسی ، ناشی از خواستن و به هم آميختن " .

سد* سال بعد هم دوست دارم که بگويم تسليم تو بودم!

و آغوش بازت بوی نسيم می داد

می خواستم نباشم وقتی هستی و هستی ام از لحظه ی اشتراک من و تو شکل بگيرد ...

و خواهش تن

       و خواهش تن...

                 همچون تمنای براده های آهن

                                             به آغوش آهن ربا

                                                     که بی پروا می خوانَدِشان

 

*: سد را اين طور نوشتم با استناد به اينجا .   

**********************************************

بچه های نوشی پيشش نيستند...مادر نيستم ، نبودم اما نگاه های نگران مادر رو زياد ديدم(مادر ، نه زندان مادر). از ته ته ته دلم آرزو می کنم و می خوام بهترين ها برای نوشی و جوجه هاش اتفاق بيفته.

 

/ 34 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امیر

بچه های نوشی هم که شکر خدا پيدا شدند! خيالمون از يک جا لااقل راحت شد!

امیر

سلام مانيا! فکرکنم بايد بازم بابت هديه اين نوشته به دنيا ازت تشکر کنم.خيلی ازش دارم لذت ميبرم!

اشکان

سلام دوست من کلبه تنهاترين تنها به روز شد من با قسمت ششم اوج ناباوری منتظر حضور سبز و گرم شما می مونم بدرود

python

اين دخترا رو ديدی وسط سکس سوال فلسفی ميپرسن ازت.اين پستت منو ياد ونا ميندازه

python

نه آخه چجوری ممکنه تو همچين دخترای رو ديده باشی؟

bachehaye-poroo

من نمی گم خودت بگو - کی قد من دوست داره - کی صبح به صبح لای موهات - گل شقایق میکاره - مهربونم سلام / آپ هستیم و بی صبرانه منتظر حضور سبزتون / شاد خندان باشید

نجوا كاشاني

سلام ،( شعر زيباييست ، پويا باد و مانا شاعرش ) به اميد ديدار