گرمِ گرم مثل تو...

گـُر می گيرم از هُرم نامت!

لبانت به وسوسه طعمِ ميوۀ ممنوع

(خواهشی رام نشدنی

درونم افسار می کِشد)

راندۀ هزارباره را چه باک

دگر بار ميمکم!

تو آفتابِ نيم روزِ تابستانی

گرمايِ تنت، آتش

تمنايِ خواستنت ، عطش

بطالتِ تنم را به آغوش بــِکش

تا پر شوم از خويش

مردِ ونوسی !

/ 46 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
sulook

سلام خيلی از شعرات لذت می برم.به من سر بزن

الهام

سلام دوست عزیز ما شما رو لینک کردیم تو هم بکنی خوشحال می شیم به ما سری بزن شاد می شیم تا بعد همسایه بای بای

ستاره

زيبا بود مثل هميشه...به روزم ومنتظر حضورت.

nirvana

سلام.از آخرش خوشم آمد! هر چند اگر بخواهيم بررسيش کنيم خود مشکل بزرگي در کارتان به حساب می آيد!

شیرین فروتن

مانيا جان ...اين آهنگ متن وبلاگت رو کی خونده؟ فريدون فروغی؟

» ¤من اگر باتو باشم...¤ «

سلام عزیزم خوبی ؟ميلاد با سعادت اقا امام زمان را تبريک ميگم بدويييد دير نکنيد ها اپ کردم بياييييد و با قدمهاتون وبلاگم را گل بارون کنيدمنتظرم شاد باشيد بای بای

سندباد

بطالتِ تنم را به آغوش بــِکش تا پر شوم از خويش.عالی بود.پر شدن از چیزی که هیچ چیز نیست اما همه چیز است:خدا ۸ضض۷خ