پناه

پناه بر مادر

از هرچه جنگ و تشویش

پناه بر دریا

از ازدحام این شهر سیاه

پناه بر شیطان

از هرکه آن را دوست خاندم

***************************************************

گزارش بیست و دومین جلسه ی ادبی داستان گوووووووووووووووووووووو

دی روز یک شنبه بیست و هشت مرداد ، بیست و دومین جلسه ی ادبی داستان گو در خانه ی ما برگزار شد

حاضرین این جلسه آقایان بابک فتحی ، حنیف سلطانی، خلیل رشنوی ، مجتبا شیخ ربیع، رامین گرفتار و خانم ها: آزاده غیبی و مهرنوش سعادتی بودند

داستان های مسخ از بابک، قتل خدا ، خدا نور است و یک برجسته گی نرم از خلیل ، ساحل و رفاقت  از مهرنوش ،... از رامین ، در را باز نکن از خسرو و مردی که عاشق شخصیت های نمایش ش شد یا کنجد را نمی توان با چنگال خورد از حنیف خانده و توسط حاضرین نقد شد.

جای دوستان خوب مان مهدی سامان پور، محسن شیرآقایی، نازنین کاظمی، یاشا وکیلی، لادن ، آبنوس مصلحی ، کاوه مظاهری ، پویا گویا و محسن اشتیاقی و عضو کوچک جلسه نگین خیلی خالی بود.

علاقه مندان به شرکت در جلسات با من یا خسرو تماس بگیرند تا ایمیل دعوت به جلسات برای شان ارسال گردد.

/ 11 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صدا و سیمای مازندران

از شما برای ارسال نظر و پيشنهاد در بخش زير دعوت می شود.منتظر نظرات و انتقادات شما هستيم. روابط عمومی صدا و سيمای مرکز مازندران - شبکه طبرستان http://maz-tv.blogfa.com

لیدا آیلار

پناه بر ابوالعجب -مثلا دارم در راستای فارسی را پاس بدارید کار می کنم- از دست مانیای شیرین یکهو تلخ شده!

همشهری کاوه

جلسه رباری بوده ها

دوست جون

متنت جالب و زيبا بود پناه بر خدا از دست اين ادمای مردم آزار که دور و بر من تعدادشون کم نيست

دوست جون

تو دنيا به اين شلوغ پلوغی وقتی يه نفر مثل خودت رو پيدا می کنی خيلی خوشحال ميشی منم خوشحالم که شما هم اهل پريدنی اونم ازين شاخه به اون شاخه

ببخشيد برای پست قبليت کامنت گذاشتم حواسپرتم ديگه

دوست جون

من مامانمو می خوام انقدر بی کار شدنم رو به رخم نکشين آخه

دوست جون

قربونت برم همين که سر می زنی خيلی خوبه اونم شوخی بود وای انتخاب واحد دانشگاه من رو ياد دراکولا می اندازه دانشگاه ما که انتخاب واحد خیلی وحشتناک بود همیشه هم بعدش پشیمون می شدیم