تناقض

درونِ خاک ،برادرانم

زمينم، لاله زار

 

********* 

 

بيرون ،حاکمان

 وطنم ، لجن زار

 

 

*************************

چهار شنبه ۶ اردی بهشت ساعت ۹:۲۱:

۱-نه تو ماجرايی ، نه من ماجرا جو...حقيقت اينه که يادم نمياد کِی آغاز شد يا اصلن چرا؟؟؟دنبال ت نگشتم اما می دونم که خواستم ت و فکر کنم حالا حالاها هم می خوام ت...ديوونه بازی هام رو زود فراموش کن!!!!

۲- دلقک ماهيه مرد، بقيه ماهی ها اما انگار نه انگار، حتا جفت ش هم...مرگ رو نمی دونند چيه يا ناراحتی رو؟؟

۳- حوصله رو کلن تخته کردم بره پی کارش....

/ 35 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
راميلا

ماهی یا رو دوست داری نه؟ راستش منم ماهی دوست دارم وقتی ماهیام میمیرن حسابی پکر میشم

پوريا

داستانهای ماجرا (mania7.persianblog.ir) و ماجرا جو (dastangooo.blogsky.com) ...

محسن

ببخشيد فكر كنم معني كنم بهتره اگر با ديدگان بسته به پشت يه ديوار نگاه كني چي مي بيني هر چي ديدي فكر مي كني حقيقته ولي بايد اين طور هم نگاه كني حالت ايرباكسي موضوع جالبه

محسن

ببخشيد فكر كنم معني كنم بهتره اگر با ديدگان بسته به پشت يه ديوار نگاه كني چي مي بيني هر چي ديدي فكر مي كني حقيقته ولي بايد اين طور هم نگاه كني حالت ايرباكسي موضوع جالبه

O.H.L

باران چه خوش می بارد امشب روی احساس بلندم دردی ندارم از فراغت تا بگويم دردمندم با ياد رويت در دل کرده ام روشن چراغی تنهايی و تاريکی افتادست امشب در کمندم بيهوشم از احساس پاک فطرت خويش تنها خدا داند که من ديوانه ام يا هوشمندم در حسرت يک آخ سوزانم دلش را زندان اگر امشب بسوزاند تمام بند بندم من باز می خواندم پری شب با خدا در معبر باد از من نمی خواهم رسد بر دشمن نادان گزندم ................ سلام دوست عزيزم . ممنونم که به من سر زدی ..... آپم منتظرتم