رئااااااال ....عقب گرد

دلم کلی از این بادکنک های رنگی دالبُر دالبُر بالای سرم می خاد که توشون رویا ببافم...بادکنک هایی که با هیچ سوزنی نترکند....

 

*************************************************************

دی روز  یک شنبه سی و یکم تیر ماه ، بیستمین جلسه ی ادبی داستان گو ، به روال یک شنبه های یک هفته در میان در منزل ما برگزار شد.

حاضرین این جلسه آقایان : کاوه مظاهری، پویا گویا، محسن اشتیاقی ، حنیف سلطانی و دوستان جدیدمان محمد رضا زمانی و پرهام و خانم ها فاطمه شتابی وش و زهرا فرهنگ نیا بودند.

در ابتدا نوشته ی حنیف سلطانی  با نام < شاید، آوانگارد> و سپس داستان< مرگ روی دور کُند> از محمد رضا زمانی ، داستان < جادو> از خانم فاطمه شتابی وش و داستان هنوز که هنوزه تمام نشده ی < از ارتفاع می ترسم> از محسن عزیز خانده و از سوی حاضرین نقد و بررسی شد. در آخر نیز فیلم کوتاهی از پرهام دیدیم.

بعد از مدت ها  دوستان قدیمی مان پویا گویا و محسن اشتیاقی  در این جلسه حضور داشتند( البته از طرف اطلاعات و روزنامه اطلاعات!!).

جای مهدی سامان پور  ، نازنین کاظمی و یاشا وکیلی  خیلی خالی بود  (مهدی نبودی ببینی، ما  نمی دونستیم باید نظر خاهی رو از کی شروع کنیم)

این جلسه دوستان جدید و خوبی داشتیم: محمدرضا و پرهام و خانم ها فاطمه و زهرا که امیدواریم در جلسات بعد هم حتمن تشریف بیاورند.

دوستان داستان نویس و داستان ننویس، منتقدان و علاقه مندان برای شرکت در جلسات می توانند با من یا خسرو تماس بگیرند تا ایمیل دعوت به جلسات برای شان فرستاده شود.