در آن لحظه؛ مرز نياز و استغنا

که محاط بر منی

محيط در تو ام

و جهان در اشتراک من و توست

فرو می روی در من

آرام

 آرام

گويی برق چشمانت

هزار تکه می شود

...

هزار ستاره چشمک زن

بر آسمان چشمانم