گمان می کردم

امتداد اشارت انگشتانت سوی من است

چشمانت سوسوی من است

گمان می کردم

امتداد اشارت انگشتانت سوی من است

که می گويی: "تو"

گمان نکردم

به آن همه آيات پيام آوران هوس

که می گويند: "اين ره که ميروی به ترکستان است".

راستی

راه خانه ما از کدام سو بود؟؟؟

می خواهم راه را خيس و خسته گز کنم

چراغ سبز چهار راه دبستان را می خواهم؛ يعنی:

حرکت کن

با خيال راحت

بدون درنگ

...

(يادم باشد

وقتی قرمز است

به خود نخوانمت!...)

از من که گذشت

تو که آمدی

با سيب و تکرار آينه بيا...