دوست جدیدم

متاسفم برای خودم، تو و هر کسی مثل ما که باید توسط یه ذهن ناپاک سنجش بشه .متاسفم برای معانی که می ترسم بهشون فکر کنم، می ترسم بفهمم که یعنی چی؟از معنی اجبار روسری گرفته تا خاطره های آشنایی مثل هژده تیر یا داستان تبعید یه دوستی به روستای پیشین! آره من متاسفم و دل م می خواد همین الان خوابم ببره تا نتونم به هیچ چیزی فکر کنم.

دل م  گرفته

 تو را به مسلخ من بودن ت می برند