با تو ثبت می شوم در دفترچه ای

و لحظه هام در اسارتِ تو ، به روز می شوند

ديگر از اشتراک ثانيه ها نمی ترسم

تقسيم، طعمِ گسِ اجتماعِ من و توست

اسمی کنار اسمم

از صد هزار واژۀ کتابِ نام ها

نامت را به جان خواسته ام

بيا کنارِ ثانيه هام بمان!

********************************

۱شنبه ۱۷ مهر ساعت ۱۰:۲۷

شادی های زيادی دور و برِ ما هستند منتظر کشف کردنِشون مثل شاديِ اين که بنشينم تو سواری های خطي، از پاسدارن به رسالت و دو نفر جا بگيرم تا اينکه تاکسی بياد تا ميدان بهشتی و تو رو سوار کنه و تمام راه بدونم که تو کنارم هستی ، اين جای خالي، جايی هست که برای تو نگه داشته شده ، هرچه قدر آدمِ منتظر گوشه خيابون هست، اهميتی ندارند ، هيچ کدوم اجازه ندارند که جای تو بنشينند، نمی دونم تا کی می تونم لذت ببرم اما می دونم که بودنت قدرتِ لذت بردن هام رو بيشتر کرده، کاش من هم برای تو مسبب هزار تا لذت بودم نه ناراحتی و نگرانی و اذيت....سد هزار بار ميگم: من رو به خاطر کاستی هام ببخش....