آتشم در خود ميگيرد

آتش يعنی

هی بدانم ؛هی بخوانم، لذت بودن ديگران را با تو

يعنی دستانی بر گيسوانت

يعنی آفتاب داغ مرداد ماه

يا حتی چشمک زدن لينک سايتت در ميان لينکهای وبلاگ ديگری

نه ؛ بدتر از آن

يعنی فکر بستن چشمانت بر چشمانی ديگر

حالا هی بگو

گذشته ها گذشته

من به رسوب پيشينيان فکر ميکنم در تو ...

آتش اينجاست

در سينه من!!!

...