بگو چه گونه " جهالت " بخوانم

وقتی که سرب داغ در معده ام ميريزند؟

حالا هر چه قدر کشش " کوندرا " !

من خودم ديوانی از نادانی و ناتوانيم

وقتی که فصل تازه نگاه تو آغاز می شود.