حرفی نیست

.

.

این روزها دردم

بغض های واشده ،نشده

زخم یاوه ای، در دل

یاد ضربه ای نا حق

این روزها بـُهتم

فکر دوستان در حبس

یاد خواهری در خون

این روزها اشکم

آهِ مادری بر خاک

چشم همسری بر در

 

این روزها شورم

این روزها شوریم

دست دوستان در هم

بانگ "یا خدا " هر شب

نفی لحظه ای تنها

.

.

. 

این روزها...

این روزها هستیم