من کشورم را دوست می دارم

و تلفظ نام آزاد آن

ياد آور پسران عمويم هست

که ديگر نيستند

به جرم يک فکر!

و خاطره نبودنشان, بی گناه نبودنشان

پس از اينهمه سال و ماهِ بی آنها

تا گذر خاطره رد می شود

طعم شور اشک است

و تيزی آهی از دل تنگی های عمويم

که نمی دانم

بر دست و دل کدام ناپاک فرود خواهد آمد!

من کشورم را دوست می دارم

 و تلفظ نام مهربان آن

ياد تمام شلاق هايی است

 که با هم خورديم

و دشنام هايی که شنيديم!

...

و تلفظ نام وطن

يادآور تمام هجرت هاست

به آن سوی آب

ايران اير

لوفتانزا

پرواز به سوی زندگی بهتر!

من کشورم را دوست می دارم

با طعمِ گسِ زهرمارِ زندگی در آن

و نفرت از تمام لبخندهای دروغينِ

پشتِ لباس های منزه به دين!

من کشورم را دوست می دارم

اما چرا؟

نمی دانم!!!

...